معرفی

فیلم هنرمند فاجعه


نام فیلم:
هنرمند فاجعه ( به انگلیسی: The Disaster Artist)
رتبه: 7.5
کارگردان: جِیمز فرانکو
تهیه کنندگان: جیمز فرانکو، اوان گلدبرگ، ست روگن، جیمز ویور
نویسندگان: اسکات نئوستادتر، مایکل اچ. وبر (بر پایه هنرمند فاجعه اثر گرگ سسترو و تام بیسل)
تاریخ انتشار: دسامبر 2017
ژانر: زندگینامه - کمدی
مدت زمان: 103 دقیقه
زبان: انگلیسی

بازیگران

  • جِمز فرانکو

  • دِیو فرانکو

  • ست روگن

  • الیسون بری

اطلاعات کلی فیلم و کارگردان

داستان فیلم هنرمندفاجعه بر مبنای کتابی به همین نام اثر گرگ سسترو و تام بیسل، و همچنین فیلم «اتاق» به کارگردانی «تامی ویزو» در سال ۲۰۰۳ است.  بسیاری از منتقدان اعتقاد دارند که فیلم اتاق بدترین فیلم ساخته شده در تاریخ سینما است.

 فیلم هنرمند فاجعه نامزد بهترین فیلمنامه اقتباسی در اسکار 2018 بود. در این فیلم جِیمز فرانکو علاوه بر کارگردانی نقش اصلی فیلم (شخصیت تامی) را نیز بازی می‌کند. فرانکو برای بازی خود در این فیلم جایزه بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی را از مراسم گلدن گلوب2018 به دست آورد.

خلاصه فیلم

دو دوست (تامی و گِرِگ) به دنبال راهی برای ورود به سینما هستند اما موفق نمی‌شوند که به این عرصه وارد شوند. آن‌ها تصمیم می‌گیرند تا رسیدن به آرزویشان تلاش کنند. برای همین خودشان شروع به فیلم ساختن می‌کنند.

تصاویری از فیلم The Disaster Artist

 11

33

4

2

 نقد و بررسی

فیلم هنرمند فاجعه یک فیلم زندگینامه‌ای است و مقطعی از زندگی یک شخصیت واقعی (تامی ویزو) را نشان می‌دهد که به ساخته شدن اولین فیلمش می‌انجامد. در ابتدای فیلم کارگردان مصاحبه‌هایی را با افراد مختلف قرار داده است که همه در مورد شخصیتی صحبت می‌کنند و این مصاحبه‌ها مخاطب را برای یافتن موضوع مورد بحث کنجکاو می‌کند.

این فیلم ماجرای ساخته شدن به گفته خیلی ها بدترین فیلم تاریخ سینماست. کارگردان می توانست به راحتی در فیلم خود شخصیت اصلی و بی‌سوادی او در زمینه سینما را مسخره کند اما اینکار را نکرده است. حتی کارگردان در فیلم خود، تلاش و پشتکار تامی و دوستش را نیز ستایش کرده است.

کارگردان روی نقاط مثبت شخصیت ها واینکه آنها در دوستی با یکدیگر کم نمی‌گذارند تاکید کرده است. برای مثال در صحنه ای، تامی ناامید است و گِرِگ در بالای پشت بام او را می یابد و به او امید می دهد و این نقطه، به نوعی نقطه اوج دوستی آنها هم است (این صحنه در بالای پشت بام می گذرد) زیرا گِرِگ ، تامی را به فکر این می اندازد که خودشان فیلم بسازند و دوباره با هم تجدید پیمان می کنند.

کارگردان بیشتر ازاینکه بر بی سوادی شخصیت ها در سینما تاکید کند بر استواری آنها بر هدفشان و رفاقتشان تاکید میکند. این فیلم کارکرد یک فیلم انگیزشی هم دارد زیرا شخصیت ها شکست می خورند و ناامید می‌شوند اما امید را دوباره پیدا می کنند و کار خود را انجام می دهند. همچنین این فیلم رفاقت و دوستی را ستایش می‌کند. بارها در فیلم شرایطی پیش می آید که خواسته های گِرِگ و تامی متضاد می شود اما آنها در انتها بر سر دوستیشان می مانند.

شخصیت تامی فردی مرموز و عجیب و غریب است که در مورد گذشته اش و همینطور منبع درآمدش هیچ اطلاعاتی نداریم (نه تنها ما به عنوان مخاطب‌های فیلم بلکه هیچکدام از شخصیت های دیگر فیلم هم در مورد او چیزی نمی دانند) برای همین کارگردان این شخصیت مرموز را در ابتدای فیلم به گونه ای خاص معرفی می کند. در تاریکی صدایش را می شنویم و دوربین پشت سر او حرکت می کند تا اینکه کم کم به او نزدیک می‌شویم و چهره اش را می بینیم. او مانند شخصیت عجیبش در صحنه ابتدایی حضورش در فیلم (کلاس بازیگری) نقشش را بصورت عجیب و غریبی ایفا می‌کند.

این شخصیت در ظاهر هم مرموز به نظر می آید (شخصیت تام ویزو در دنیای واقعی نیز همینگونه است). بیشتر اوقات عینک دودی می زند، عجیب و غریب لباس می‌پوشد و تصمیمات عجیب می گیرد.

این سوال در ذهن مخاطب بارها شکل می‌گیرد که چرا تامی اینگونه است؟ و برای همین کارگردان، مخاطب را به خلوت تامی نزدیک می کند تا مخاطب مدام برای سوال خود حدس هایی بزند. برای مثال تامی وقتی گِرِگ می خواهد از خانه او برود و با دوست دخترش زندگی کند ناراحت می شود و می گوید به من خیانت شده و کلا مدام در فیلم می گوید به من خیانت شده و این حدس در ذهن مخاطب شکل می گیرد که شاید در گذشته کسی واقعا به او خیانت کرده است. همینطور در طول فیلم این احساس به مخاطب دست می‌دهد که تامی به شدت تنهاست.

سکانس پایانی فیلم (افتتاحیه فیلم تامی در سینما) از لحاظ فیلمنامه بی نظیر است جایی که یک شکست مطلق در کارنامه تامی رخ می دهد و او هم این شکست را می‌پذیرد ولی فیلمنامه نویس با هوشمندی، از دل این شکست احساس پیروزی را در تامی بوجود می آورد و برای آخرین بار در فیلم بر موضوع دوستی گِرِگ و تامی تاکید می شود. زیرا این گِرِگ است که احساس پیروزی را در تامی بوجود می‌آورد.

همینطور در این صحنه، گِرِگ و تامی به عنوان دو دوست جدانشدنی در سینمای تاریک در دایره ای از نور قرار می‌گیرند و این، خود تاکیدی بر دوستی ناگسستنی آنهاست.

بازی فوق العاده جیمز فرانکو در نقش تامی بی نظیر است. این موضوع زمانی واضح تر می شود که در انتهای فیلم، صحنه هایی از فیلم اتاق که در این فیلم بازسازی شده با صحنه های خود فیلم (اتاق) مقایسه می شود و مشاهده می‌کنیم که فرانکو چقدر ماهرانه همان صحنه ها را خلق کرده است.

 

منتقد: فرزاد برخورداری