معرفی

 نقد فیلم خوک

پوستر فیلم سینمایی خوک

نام فیلم: خوک
کارگردان: مانی حقیقی
تهیه کننده: مانی حقیقی
نویسنده: مانی حقیقی
ژانر: درام، اجتماعی
تاریخ انتشار: 12 اردیبهشت 97
مدت زمان: 108 دقیقه (در نسخه اکران شده کاهش یافته است)
زبان: فارسی

بازیگران

  •  لیلا حاتمی
  • حسن معجونی
  • لیلی رشیدی
  • علی مصفا
  • پریناز ایزدیار
  • سیامک انصاری

اطلاعات کلی فیلم و کارگردان

فیلم »خوک» برای اولین بار در سال 2018 در جشنواره برلین و در بخش مسابقه این جشنواره نمایش داده شد. مانی حقیقی در سینما بسیار تنوع طلب است و کارهای متفاوتی در کارنامه او دیده می‌شود؛ از همکاری با اصغرفرهادی برای نگارش فیلم (چهارشنبه سوری) گرفته تا ساخت فیلم (اژده ها وارد می‌شود که اثری کم و بیش سورئال بود).  مانی حقیقی پیش از فیلم خوک، کمدی سینمایی «50 کیلو آلبالو» را ساخته بود.

خلاصه فیلم

حسن کارگردانی است که اجازه کار ندارد. او خود را کارگردان بزرگی می‌داند و به خود بیش از دیگران توجه می‌کند. قاتلی سریالی در شهر پیدا شده است که کارگردانان بزرگ را می‌کُشد ولی سراغ حسن نمی‌آید و این موضوع ذهن حسن را مشغول کرده‌ است.

تصاویری از فیلم خوک

 نقد فیلم خوک

نقد فیلم خوک

نقد فیلم خوک

نقد فیلم خوک

 نقد و بررسی

مانی حقیقی در فیلم تازه خود سعی می‌کند در فضایی کمدی مسائلی را نقد کند. برای همین می‌توان فیلم او را در دسته «کمدی‌ سیاه» قرار داد.
ابتدا لازم است تعریفی از کمدی سیاه ارائه دهیم: کمدی سیاه، نوعی از کمدی است که سعی دارد با زبانی طنز، مسائلی را که عموما جزء تابوها هستند یا زیاد راجع به آن‌ها در فضای عمومی صحبت نمی‌شود، به تصویر بکشد و نقد کند.

مانی حقیقی برای اینکه در فیلمش به کسی برنخورد، راهکار جالبی را اتخاذ کرده و سراغ شوخی باهمکاران خود رفته و در این بین با خودش هم شوخی کرده است.

فیلم خوک زندگی شخصی و اجتماعی یک کارگردان را نشان می‌دهد و به انتقاد از هنرمندانی می‌پردازد که در زندگی شخصی و اجتماعی خود با نوعی دورویی رفتار می کنند.

حسن زنی دارد به اسم گُلی (با بازی لیلی رشیدی) و صاحب یک فرزند است. اما در میان آن ها روابط عاطفی چندانی وجود ندارد. همینطور حسن عاشق یک بازیگر زن شده به اسم شیوا (با نقش‌ آفرینی لیلا حاتمی). گُلی هم این موضوع را می‌داند. در صحنه‌ای که عکس حسن و شیوا در اینترنت منتشر شده است، گُلی به حسن دیالوگی می‌گوید: «قرارمون این بود که در بین عموم با هم باشیم!» این دیالوگ بدان معنی است که دورویی که در زندگی برخی هنرمندان وجود دارد.

مانی حقیقی شخصیت حسن را کسی قرار داده است که زیاد به مردم توجه ندارد. در سکانسی که حسن به خانه شیوا می‌رود، دیالوگ‌هایی گفته می‌شود که این موضوع را بخوبی می‌رساند.
شیوا می‌گوید: «حسن تو بیکاری، من نمی‌تونم صبرکنم، مردم بالاخره باید نون بخورن» و حسن می‌گوید: «مردم گُه میخورن نون بخورن!»
یا در بخش‌های دیگری از فیلم حسن صحبت‌هایی مشابه همین دیالوگ را مطرح می کند.

عقاید مادر حسن هم مانند خود حسن است. در صحنه‌ای حسن می‌گوید: «مامان مردم فک می‌کنن من قاتلم» و مادر حسن می‌گوید : «مردم غلط می‌کنن با جد و آبادشون»

مانی حقیقی پا را از این هم فراتر گذاشته و در صحنه‌ای نشان می‌دهد که حسن با دوستش به یک مهمانی مجلل شبانه می‌رود و صاحب‌خانه وقتی او را می‌بیند به دو دختر جوان می‌گوید: «راش بندازین!»و این انتقاد دیگری است که کارگردان از هنرمندان می‌کند.

البته مانی حقیقی به شرایطی که دولت برای بعضی هنرمندان بوجود آورده است نیز انتقاد کرده است. همین که حسن کارگردانی است که اجازه کار ندارد خود انتقادی است. باید توجه داشت که در دنیای واقعی هم هنرمندانی هستند که اجازه قانونی برای کار ندارند.

مانی حقیقی به‌طور هوشمندانه به پلیس هم انتقاد می‌کند. در صحنه‌ای که دو مأمور پلیس برای بازداشت کردن حسن می‌آیند، ناگهان زنبوری زیر چشم حسن را می‌گَزد و همین موضوع باعث می‌شود تا وَرَم بزرگی پای چشم حسن ایجاد شود. حقیقی با این کار، بدون نشان دادن خشونت و در طنز ظریفی از ماموران پلیس و رفتارشان انتقاد می‌کند.

اعتراض دیگر کارگردان خوک به این است که همه چیز از خارج از کشور وارد می‌شود. در صحنه‌ای گفته می‌شود که استفراغ مصنوعی از اتریش می‌آید. پمادی هم که حسن به چشمش می‌زند گفته می‌شود که خارجی است و همین طور قرصی هم که او برای آرام شدن می‌خورد آن هم خارجی است.

کارگردانی مانی حقیقی بسیار قابل توجه است. بخصوص در صحنه‌ای که مهمانی شبانه را به تصویر می‌کشد بسیار حرفه‌ای عمل کرده است و زرق و برق این مهمانی‌ها را به تصویر می‌کشد. همینطور فیلم آغازی درخور توجه دارد، جایی که کارگردان هم بصورت غیرمستقیم ما را به حسن نزدیک می‌کند و هم موضوع اصلی فیلم (قاتل سریالی) را برای مخاطب به تصویر می‌کشد.

موضوع اصلی فیلم در مورد قاتلی است که افراد معروف را می‌کُشد. برای همین کارگردان در فیلم خود بسیار زیاد از رنگ قرمز استفاده کرده تا موضوع قتل را تا انتها در ذهن مخاطب نگاه دارد.

قاتل سریالی در انتها آوازی می‌خواند که مفهومش این است: می‌خواهم عشق را از نجاست (خوک) پاک کنم. شاید منظور از عشق، عشق به هنر باشد و منظور از خوک، افرادی باشند که هنر را فقط برای رفاه و شهرتش می‌خواهند. حسن در فیلم، تقریبا چنین فردی نشان داده می‌شود و قاتل عاقبت به سراغش می‌آید. نکته قابل توجه این است که قاتل موفق به کشتنش نمی‌شود ولی کلمه خوک، بر پیشانی حسن نقش می‌بندد.

حسن معجونی بیشتر در تئاتر دیده شده ولی هرموقع در قاب تلویزیون و یا بر پرده سینما هم حاضر می‌شود می‌درخشد. اما بارزترین موضوعی که تمام مخاطبانِ این فیلم متوجه آن خواهند شد، بازی متفاوت لیلا حاتمی است. همه ما لیلا حاتمی را بیشتر در نقش های جدی دیده‌ایم ولی در این فیلم، نقش لیلا حاتمی با نقش های قبلی او تا حد زیادی تفاوت دارد.

 

منتقد: فرزاد برخورداری