معرفی

پوستر فیلم عصبانی نیستم


نام فیلم:
 عصبانی نیستم
کارگردان: رضا درمیشیان
تهیه کننده: رضا درمیشیان
نویسنده: رضا درمیشیان
ژانر: درام، اجتماعی
تاریخ انتشار: اردیبهشت 97
مدت زمان: 110 دقیقه (در نسخه اکران شده کاهش یافته است)
زبان: فارسی

بازیگران

  •  نوید محمدزاده
  • باران کوثری
  • رضا بهبودی

اطلاعات کلی فیلم و کارگردان

«عصبانی نیستم» محصول سال 1392 است و در جشنواره سی و دوم فیلم فجر حضور داشت و حتی در بخش هایی هم نامزد سیمرغ شد اما به دلایل سیاسی فیلم از جشنواره کنار گذاشته شد و برای مدت زیادی توقیف شد. جالب است بدانید نوید محمدزاده برنده سیمرغ آن جشنواره بود اما سیمرغ را به رضا عطاران دادند.
عصبانی نیستم سومین فیلم درمیشیان است که اکران می‌شود. دو فیلم قبلی او «بغض» و «لانتوری» بودند که البته لانتوری بعد از عصبانی نیستم ساخته اما زودتر اکران شد. فیلم بعدی درمیشیان هم «یواشکی» نام دارد که در انتظار اکران است.

خلاصه فیلم

فیلم، داستان جوانی به نام نوید (با بازی نوید محمدزاده) است که به دلیل ستاره‌دار شدن از دانشگاه اخراج شده است. او و ستاره (با نقش آفرینی باران کوثری) که در دانشگاه باهم آشنا شده بودند قصد ازدواج دارند. اما مشکل اصلی این است که نوید بیکار شده است و وضع مالی خوبی ندارد. به همین دلیل پدر ستاره (رضا بهبودی) با ازدواج آن‌ها مخالف است. در مواجهه با این شرایط نوید می کوشد «عصبانی» نباشد. 

تصاویری از فیلم عصبانی نیستم

139308031303543123918914

image 13961004480 film i angry reza dormishian

IMG 5660 th3

 

 نقد و بررسی

فیلم عصبانی نیستم یک فیلم اعتراضی است و این موضوع از دیالوگ‌ها و همینطور شرایط شخصیت‌های فیلم کاملا مشخص است. بیشتر اعتراضات این فیلم به شرایط کنونی جوانان در جامعه است.

نوید با دو جوان دیگر هم خانه است که این دو جوان هم مانند نوید وضعیت مشخصی ندارند. آن‌ها موزیسین هستند اما اجازه کار ندارند و همین باعث شده است که از لحاظ روحی بهم بریزند. یکی از این دو جوان در دیالوگی تاثیرگذار در سکانسی از فیلم خشمگینانه می پرسد: «جواب 8سالِ رفته منو یکی میده؟»

نوید و دوستانش در خانه‌ای زندگی می‌کنند که صاحب‌خانه قصد تخریب آن را دارد. این موضوع در نگاهی وسیع‌تر بیان کننده این است که این افراد، نوعی از زندگی را تجربه می کنند که گویی خانه‌شان در حال ویران شدن است.

فیلم قصد دارد بیان کند که جوانان در این دوره از تاریخ، از جوانی لذت نمی برند. دوست نوید در جایی می‌گوید: «کی باورش میشه من 27سالمه» و  نوید نیز در صحنه‌ای که با خود حرف می‌زند می‌گوید: «26سالمه ولی انگار260سالمه». این دیالوگ‌ها به دشوار سپری شدن دوران جوانی این نسل اشاره دارند. 

نوید به دلیل ستاره‌دار شدن از دانشگاه اخراج شده که چند بار در فیلم به صورت کوتاه این موضوع بیان می‌شود اما نویسنده یک عمل بسیار هوشمندانه انجام داده است و اسم نامزد نوید را ستاره گذاشته که در همان دانشگاهِ نوید در حال درس خواندن است. این موضوع باعث می‌شود که از ابتدا تا انتهای فیلم موضوع ستاره‌دار بودن نوید در ذهن مخاطب بماند.

در بخش هایی از فیلم، نوید گذشته و زمان آشنایی با ستاره را به یاد می‌آورد. در گذشته ستاره مانتویی قرمز و نوید پیراهنی تمیز بر تن دارد ولی در زمان حال،  نوید لباسی رنگ و رو رفته و ستاره مانتویی تیره برتن دارند.

بنظر می رسد کارگردان از این یادآوری دو هدف را دنبال می کند؛ اول اینکه مخاطب زمان گذشته و حال را در فیلم راحت‌تر تشخیص بدهد و دوم اینکه بیان کند با گذشت زمان این جوانانِ با نشاط در خلال مشکلات جامعه نشاط خود را از دست داده‌اند.

فیلم اعتراضاتی هم به شرایط اقتصادی و تحریم‌ها دارد. در صحنه‌ای نوید از بانک بیرون می‌آید و به شیشه بانک نوشته‌ای زده شده است: یارانه‌ها واریز شد! این نوشته یادآور سال‌هایی است که تعداد زیادی از مردم هرماه به یارانه‌ها دل می‌بستند. همچنین در جایی دیگر نوید با پسرعمویش دیدار می‌کند و او توضیح می‌دهد که تحریم‌ها کار او را رونق داده‌است. این موضوع هم یادآور شرایط، در دوران تحریم هاست که عده‌ای توانستند از تحریم ها استفاده و سودجویی کنند. 

فیلم در مجموع حال و هوای سیاسی دارد؛ نوید در اتاقش عکس دکتر مصدق را بر دیوار زده است و در صحنه‌ای می‌گوید: «وقتی یاد دکترمصدق و دکترفاطمی می افتم بغضم می‌گیره». باید توجه داشت که دکترمصدق و دکتر فاطمی کسانی بودند که به زور از سیاست کنار گذاشته شدند.

کارگردان سعی کرده در بیشتر صحنه‌هایی که شخصیت نوید، آشفته است و از میان جمعیت عبور می‌کند دوربین را نزدیک صورت او ببرد و از لنزهای تقریبا واید استفاده کند تا آشفتگی و سردرگمی نوید را برساند. همینطور در بسیاری از قسمت‌های فیلم، وقتی نوید با خودش حرف می‌زند تصاویری می‌بینیم که او در میان جمعیت انبوهی که در حال حرکتند، ایستاده، و این حس به مخاطب داده می‌شود که او در یک محیط پر تنش (جامعه) گیرافتاده است. 

سبک کارگردانی رضا درمیشیان به‌گونه‌ایست که در بخش‌هایی از فیلم هایش بعضی کاراکترها را به صورت پیاپی نشان می‌دهد که مثلا در میان خیابان ایستاده یا در مقابل دوربین ژست‌هایی می‌گیرد. در این فیلم هم این نوع صحنه‌ها زیاد است که بعضی از آن‌ها برای مخاطب آزاردهنده هستند و اگر در فیلم نبودند، بهتر بود.

موضوعی که توجه بیشتری به خود جلب کرده است، دیالوگ های اعتراضی است و یکی از دلایل توقیف فیلم همین دیالوگ‌ها بوده اند. سؤال اینجاست که کارگردان با اینکه می‌دانسته احتمال توقیف فیلمش می رود، چرا باز اصرار داشته است اعتراضات خود را به صورت بسیار صریح در فیلمش مطرح کند؟ کارگردان می توانست به صورت غیرمستقیم این انتقادات را ابراز کند. دو نمونه برایتان مثال می‌زنیم:

در فیلم جدایی نادر از سیمین (فیلم زمانی ساخته شد که صدای محمدرضاشجریان ممنوع شده بود) سیمین در حال ترک خانه است و یک سی‌دی شجریان را برمی‌دارد و می‌گوید: «من این شجریانو بردم». نادر می‌گوید: «هرکدومو می‌خوای بردار» و سیمین پاسخ می‌دهد: «نه، فقط همینو می‌برم». این یعنی سیمین تنها چیزی که از خانه می‌برد سی‌دی شجریان (صدای شجریان) است.

در فیلم فروشنده نیز عماد و دوستش (بابک کریمی) روی پشت بام خانه هستند و دیالوگی بین آن‌ها رد و بدل می‌شود: «کاش می‌شد این شهر رو خراب کرد و دوباره از نو ساخت.»

در آخر باید بیان کرد که فیلم سانسور شده و بارزترین قسمتی که از فیلم حذف شده است، صحنه ایست که نوید روی تختش نشسته و به دیوار پشت تختش چیزهایی چسبانده که آن چیزها سانسور شده اند. بنظر می رسد پایان فیلم هم، پایانی نیست که کارگردان در اصل فیلم آورده بوده و پایان را تغییر داده است. این موضوع را تقریبا هرکسی که فیلم را ببیند، متوجه می شود زبرا پایانی که فیلم، در حال حاضر دارد در اصطلاح فیلم را بی سروته کرده است و با روند داستانی که مخاطب در طول فیلم دیده، همخوانی چندانی ندارد. 

 

منتقد: فرزاد برخورداری