بمب‌گذاری، زلزله، رانش‌زمین و تیراندازی و از دست دادن عزیزان اتفاقات بسیار ناراحت‌کننده‌ای هستند ولی این وقایع می‌توانند به ما کمک کنند که قوی‌تر شویم.

وقتی که نوجوان بودم، در خارج از نیویورک زندگی می‌کردیم. مادرم طرفدار موسیقی غرب امریکا بود. به خاطر می‌آورم که وقتی مادرم من و برادرم، برت، ما و دوستانمان را پس از مدرسه برای شنیدن آهنگ‌های پیانو و جاز می‌برد یکی از آهنگ‌های مورد علاقه‌ی مادرم درباره‌ی نحوه‌ی رویارویی با چالش‌های زندگی بود. کلام آن آهنگ ساده بود: «سوارکاری اصلاً آسان نیست ولی تو باید سوارکاری را یاد بگیری» و مادرم آن را دائما به یاد ما می‌آورد.

سال‌ها بعد، برت و من زمانی که حادثه‌ی 11 سپتامبر رخ داد، در نیویورک زندگی می‌کردیم. پدر و مادرمان از ما خواستند که به حومه‌ی شهر نقل مکان کنیم چون فکر می‌کردند آن‌جا خطر کم‌تری ما را تهدید می‌کند. اما من و برت نمی‌خواستیم منهتن را ترک کنیم چون آن‌جا خانه‌ی ما بود. بحث های خانوادگی ما هفته‌ها به طول انجامید. والدین نگران امنیت ما بودند و فکر می‌کردند ممکن است حملات تروریستی جدیدی اتفاق بیفتند ولی من و برت مصمم بودیم و نمی‌خواستیم شهری را که عاشقش بودیم، ترک کنیم.

یازده سپتامبر، هواپیمای مالزی، زلزله‌ی شیلی، رانش زمین در واشنگتن، چهار حادثه‌ی تیراندازی؛ اخبار مربوط به این حادثه‌های وحشتناک، دائماً آسیب‌پذیر بودن ما را به خاطرمان می‌آورد. اما وقتی که این فجایع رخ می‌دهند، چه اتفاقی برای خود ما می‌افتند؟ وقتی که مرزهای مدنیت، امنیت و اطمینان می‌شکند، چه اتفاقی برای جامعه‌ی ما رخ می‌دهد؟ آن‌چه پس از این مصیبت‌ها انجام می‌دهیم و پاسخ‌هایی که به سؤالات بالا می‌دهیم، این فرصت را در اختیار ما قرار می‌دهد که که راه‌هایی را برای بیش‌تر کردن استقلال و قدرت جمعی خود پیدا کنیم:

1. تفاوت‌ها را بشناسید. همه‌ی افراد به یک صورت نسبت به مصیبت‌ها و فجایع واکنش نشان نمی‌دهند. معمولاً مردان به انزوا گرایش پیدا می‌کنند و زنان تلاش می‌کنند با دیگران دوست شوند؛ این مطلب بدان معناست که زنان برقراری ارتباط با دیگران را دوست دارند در حالی‌که مردان تنهایی و خلوت کردن با خود را ترجیح می‌دهند. پس از یک فاجعه باید این نیازهای طبیعی مردان و زنان، از سوی جامعه در نظر گرفته شود.

2. به عقب نگاه کنید. برخی افراد در زمان ضربه‌ی روحی به عقب برمی‌گردند یعنی آن‌چه را که رخ داده است می‌نویسند، درباره‌ی آن مطالعه می‌کنند و مطلب جمع‌آوری می‌نمایند. انجام فعالیت‌هایی که در آن بحث و بررسی وجود داشته باشد، افراد شروع به جمع‌آوری حقایق کنند و داستان سازی کنند باعث می‌شود افراد اجتماع بتوانند با هم کار کنند و به یک‌دیگر کمک نمایند.

3. روی آینده تمرکز کنید. برخی افراد با ارزیابی آن‌چه می‌توانند الان و بعداً انجام دهند، با ضربه‌ی روحی برخورد می‌کنند. انعطاف‌پذیری، امید و رهایی از انتخاب‌ها و انجام کارهایی ناشی می‌شوند که تغییر را به همراه می‌آورند و ترس را به حداقل می‌رسانند. دعوت افراد به شرکت‌کردن در چنین فعالیت‌ها و برنامه‌هایی نه تنها به آن‌ها در کنار آمدن با ضربه‌ی روحی کمک می‌کند بلکه در کل باعث می‌شود جامعه‌ای قو‌ی‌تر متولد شود.

4. آموزش را ارتقا دهید. مطالعه‌ای که پس از 11 سپتامبر انجام شد، نشان داد افرادی که به مدت 30 دقیقه تمرین‌های مربوط به ضربه‌ی روحی مانند (تعریف یک ضربه‌ی روحی، تأثیرات آن و علائم پس از ضربه‌ی روحی) در مقایسه با افرادی که این تمرین‌ها را انجام نداده بودند و فقط مشاوره دریافت کرده بودند، از انعطاف‌پذیری بیش‌تری برخوردار بودند و ضربه‌ی روحی را بهتر تحمل کردند. تمرین‌های مقابله با ضربه‌ی روحی که می‌تواند باعث انعطاف‌پذیر شدن بیش‌تر افراد شود را می‌توان در سطح اجتماع انجام داد.

5. به آنچه از دست داده‌اید، افتخار کنید. درد از دست دادن افراد یا چیزهایی که از دست داده‌ایم، غم بزرگی است. این از دست دادن چه فیزیکی چه عاطفی و چه فلسفی باشد، شایسته‌ است که برایش وقت بگذاریم نه تنها برای لحظات غمگین بلکه برای لحظاتی که زندگی را برایمان به ارمغان آورده‌اند. به این منظور باید برنامه‌هایی را ترتیب دهیم نه فقط برای اینکه روی آن‌چه از دست داده‌ایم، متمرکز شویم بلکه برای یافتن جنبه‌های دیگر عشق. یکی از راه‌های تسهیل فرایند رهایی ترتیب دادن مراسم جمعی برای گرامی داشتن عشق است. مراسمی مانند کنسرت که بر روی جریان داشتن عشق متمرکز است، متمرکز باشد.

6. یک هدف درمانی تعریف کنید. گذر از یک مصیبت یا ضربه‌ی روحی فقط از طریق وارد شدن به آن اتفاق نمی‌افتد؛ در کذر از یک مصیبت باید یک نتیجه‌ی نهایی برای آن تصور کرد. برنامه‌ریزی برای نوسازی جامعه و بازسازی آن با داشتن چشم‌انداز برای آن آغاز می‌شود: «ما می‌خواهیم ..... زیرا .....». پرکردن جاهای خالی نشان می‌دهد که گذشته پشت سر گذاشته خواهد شد، با زمان حال تعامل خواهد شد و آینده خلاقیت، انعطاف‌پذیری و انرژی جمعی را با خود همراه خواهد داشت و همه‌ی این‌ها را می‌تواند در یک فرایند درمانی کانالیزه کرد.

7. یک هویت جدید برای خود بسازید. جوامع خود را از طریق نمایش‌های جمعی، تعریف می‌کنند و این نمایش‌های جمعی بعد از یک ضربه‌ی روحی شدیداً تغییر می‌کنند. انجام گفتگوهای سالم درباره‌ی اینکه جامعه در زمان مصیبت چگونه می‌تواند خود را بشناساند و دیگران چه تلقی از آن جامعه باید داشته باشند، باعث می‌شود تصمیماتی در این باره گرفته شود و راهکارهایی برای برخورد با بحران اندیشیده شود.
قوی‌تر کردن پیوندهای فرهنگی تأثیر بسزایی بر مسیر بهبود دارد. پس از زلزله‌ی هاییتی در سال 2010، بسیاری از مشاوران امریکایی برای کمک به بازماندگان در پشت سرگذاری بحران، به هاییتی رفتند. اما به دلیل تفاوت فرهنگی، روش‌های آنان چندان اثری نداشت. مردمان هاییتی رقص، آواز را بر روش‌های مشاوران آمریکایی ترجیح می‌دادند.

همه‌ی ما به روش خاص خودمان نسبت به یک ضربه‌ی روحی واکنش نشان می‌دهیم و فرایند بهبودی نیز در ما منحصر به فرد است. در این میانه، عملکرد هر یک از ما در محدوده‌ی فرهنگی جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنیم. ما در این فضا می‌توانیم تجربیاتی کسب کنیم که همه‌ی افراد قادر باشند راه‌هایی برای رهایی از دردهایشان پیدا کنند و در عین حال بتوانند با آینده‌ای جدید ارتباط برقرار کنند.

«شما باید اسب‌سواری را یاد بگیرید».