چگونه پس از یک مصیبت یا فاجعه به زندگی عادی بازگردیم؟

موفقیت

بمب‌گذاری، زلزله، رانش‌زمین و تیراندازی و از دست دادن عزیزان اتفاقات بسیار ناراحت‌کننده‌ای هستند ولی این وقایع می‌توانند به ما کمک کنند که قوی‌تر شویم.

وقتی که نوجوان بودم، در خارج از نیویورک زندگی می‌کردیم. مادرم طرفدار موسیقی غرب امریکا بود. به خاطر می‌آورم که وقتی مادرم من و برادرم، برت، ما و دوستانمان را پس از مدرسه برای شنیدن آهنگ‌های پیانو و جاز می‌برد یکی از آهنگ‌های مورد علاقه‌ی مادرم درباره‌ی نحوه‌ی رویارویی با چالش‌های زندگی بود. کلام آن آهنگ ساده بود: «سوارکاری اصلاً آسان نیست ولی تو باید سوارکاری را یاد بگیری» و مادرم آن را دائما به یاد ما می‌آورد.

سال‌ها بعد، برت و من زمانی که حادثه‌ی 11 سپتامبر رخ داد، در نیویورک زندگی می‌کردیم. پدر و مادرمان از ما خواستند که به حومه‌ی شهر نقل مکان کنیم چون فکر می‌کردند آن‌جا خطر کم‌تری ما را تهدید می‌کند. اما من و برت نمی‌خواستیم منهتن را ترک کنیم چون آن‌جا خانه‌ی ما بود. بحث های خانوادگی ما هفته‌ها به طول انجامید. والدین نگران امنیت ما بودند و فکر می‌کردند ممکن است حملات تروریستی جدیدی اتفاق بیفتند ولی من و برت مصمم بودیم و نمی‌خواستیم شهری را که عاشقش بودیم، ترک کنیم.

یازده سپتامبر، هواپیمای مالزی، زلزله‌ی شیلی، رانش زمین در واشنگتن، چهار حادثه‌ی تیراندازی؛ اخبار مربوط به این حادثه‌های وحشتناک، دائماً آسیب‌پذیر بودن ما را به خاطرمان می‌آورد. اما وقتی که این فجایع رخ می‌دهند، چه اتفاقی برای خود ما می‌افتند؟ وقتی که مرزهای مدنیت، امنیت و اطمینان می‌شکند، چه اتفاقی برای جامعه‌ی ما رخ می‌دهد؟ آن‌چه پس از این مصیبت‌ها انجام می‌دهیم و پاسخ‌هایی که به سؤالات بالا می‌دهیم، این فرصت را در اختیار ما قرار می‌دهد که که راه‌هایی را برای بیش‌تر کردن استقلال و قدرت جمعی خود پیدا کنیم:

1. تفاوت‌ها را بشناسید. همه‌ی افراد به یک صورت نسبت به مصیبت‌ها و فجایع واکنش نشان نمی‌دهند. معمولاً مردان به انزوا گرایش پیدا می‌کنند و زنان تلاش می‌کنند با دیگران دوست شوند؛ این مطلب بدان معناست که زنان برقراری ارتباط با دیگران را دوست دارند در حالی‌که مردان تنهایی و خلوت کردن با خود را ترجیح می‌دهند. پس از یک فاجعه باید این نیازهای طبیعی مردان و زنان، از سوی جامعه در نظر گرفته شود.

2. به عقب نگاه کنید. برخی افراد در زمان ضربه‌ی روحی به عقب برمی‌گردند یعنی آن‌چه را که رخ داده است می‌نویسند، درباره‌ی آن مطالعه می‌کنند و مطلب جمع‌آوری می‌نمایند. انجام فعالیت‌هایی که در آن بحث و بررسی وجود داشته باشد، افراد شروع به جمع‌آوری حقایق کنند و داستان سازی کنند باعث می‌شود افراد اجتماع بتوانند با هم کار کنند و به یک‌دیگر کمک نمایند.

3. روی آینده تمرکز کنید. برخی افراد با ارزیابی آن‌چه می‌توانند الان و بعداً انجام دهند، با ضربه‌ی روحی برخورد می‌کنند. انعطاف‌پذیری، امید و رهایی از انتخاب‌ها و انجام کارهایی ناشی می‌شوند که تغییر را به همراه می‌آورند و ترس را به حداقل می‌رسانند. دعوت افراد به شرکت‌کردن در چنین فعالیت‌ها و برنامه‌هایی نه تنها به آن‌ها در کنار آمدن با ضربه‌ی روحی کمک می‌کند بلکه در کل باعث می‌شود جامعه‌ای قو‌ی‌تر متولد شود.

4. آموزش را ارتقا دهید. مطالعه‌ای که پس از 11 سپتامبر انجام شد، نشان داد افرادی که به مدت 30 دقیقه تمرین‌های مربوط به ضربه‌ی روحی مانند (تعریف یک ضربه‌ی روحی، تأثیرات آن و علائم پس از ضربه‌ی روحی) در مقایسه با افرادی که این تمرین‌ها را انجام نداده بودند و فقط مشاوره دریافت کرده بودند، از انعطاف‌پذیری بیش‌تری برخوردار بودند و ضربه‌ی روحی را بهتر تحمل کردند. تمرین‌های مقابله با ضربه‌ی روحی که می‌تواند باعث انعطاف‌پذیر شدن بیش‌تر افراد شود را می‌توان در سطح اجتماع انجام داد.

5. به آنچه از دست داده‌اید، افتخار کنید. درد از دست دادن افراد یا چیزهایی که از دست داده‌ایم، غم بزرگی است. این از دست دادن چه فیزیکی چه عاطفی و چه فلسفی باشد، شایسته‌ است که برایش وقت بگذاریم نه تنها برای لحظات غمگین بلکه برای لحظاتی که زندگی را برایمان به ارمغان آورده‌اند. به این منظور باید برنامه‌هایی را ترتیب دهیم نه فقط برای اینکه روی آن‌چه از دست داده‌ایم، متمرکز شویم بلکه برای یافتن جنبه‌های دیگر عشق. یکی از راه‌های تسهیل فرایند رهایی ترتیب دادن مراسم جمعی برای گرامی داشتن عشق است. مراسمی مانند کنسرت که بر روی جریان داشتن عشق متمرکز است، متمرکز باشد.

6. یک هدف درمانی تعریف کنید. گذر از یک مصیبت یا ضربه‌ی روحی فقط از طریق وارد شدن به آن اتفاق نمی‌افتد؛ در کذر از یک مصیبت باید یک نتیجه‌ی نهایی برای آن تصور کرد. برنامه‌ریزی برای نوسازی جامعه و بازسازی آن با داشتن چشم‌انداز برای آن آغاز می‌شود: «ما می‌خواهیم ..... زیرا .....». پرکردن جاهای خالی نشان می‌دهد که گذشته پشت سر گذاشته خواهد شد، با زمان حال تعامل خواهد شد و آینده خلاقیت، انعطاف‌پذیری و انرژی جمعی را با خود همراه خواهد داشت و همه‌ی این‌ها را می‌تواند در یک فرایند درمانی کانالیزه کرد.

7. یک هویت جدید برای خود بسازید. جوامع خود را از طریق نمایش‌های جمعی، تعریف می‌کنند و این نمایش‌های جمعی بعد از یک ضربه‌ی روحی شدیداً تغییر می‌کنند. انجام گفتگوهای سالم درباره‌ی اینکه جامعه در زمان مصیبت چگونه می‌تواند خود را بشناساند و دیگران چه تلقی از آن جامعه باید داشته باشند، باعث می‌شود تصمیماتی در این باره گرفته شود و راهکارهایی برای برخورد با بحران اندیشیده شود.
قوی‌تر کردن پیوندهای فرهنگی تأثیر بسزایی بر مسیر بهبود دارد. پس از زلزله‌ی هاییتی در سال 2010، بسیاری از مشاوران امریکایی برای کمک به بازماندگان در پشت سرگذاری بحران، به هاییتی رفتند. اما به دلیل تفاوت فرهنگی، روش‌های آنان چندان اثری نداشت. مردمان هاییتی رقص، آواز را بر روش‌های مشاوران آمریکایی ترجیح می‌دادند.

همه‌ی ما به روش خاص خودمان نسبت به یک ضربه‌ی روحی واکنش نشان می‌دهیم و فرایند بهبودی نیز در ما منحصر به فرد است. در این میانه، عملکرد هر یک از ما در محدوده‌ی فرهنگی جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنیم. ما در این فضا می‌توانیم تجربیاتی کسب کنیم که همه‌ی افراد قادر باشند راه‌هایی برای رهایی از دردهایشان پیدا کنند و در عین حال بتوانند با آینده‌ای جدید ارتباط برقرار کنند.

«شما باید اسب‌سواری را یاد بگیرید».

ثروتمندترین-افراد-جهان-چه-کسانی-هستند؟

موفقیت

Jeff Bezos

دارایی 124 بیلیون دلار 

نام او مترادف است با نام کمپانی او «آمازون» که دراصل معرف اوست. آمازون یک سایت آنلاین خرید و فروش جز می باشد که تجارت الکترونیک را دگرگون کرد.

جف بزوس شرکت آمازون را در سال 1994 در سیاتل آمریکا تاسیس کرد.کمپانی او در میان دیگر کمپانی های فناوری اطلاعات رتبه چهارم را از لحاظ بازده مالی داراست.  این کمپانی در جریان پیشرفت خرید و فروش آنلاین و فناوری اطلاعات، مشارکت های اقتصادی و ریسک های بزرگی انجام داده است. 

وقتی قیمت سهام آمازون پیشرفت چشم گیری پیدا کرد، بزوس از بیل گیتس سبقت گرفت و به صدر لیست بلومبرگ رسید. اما با کاهش سهام این شرکت بزوس این بار در دومین جایگاه قرار گرفت. اما با موفقیت های اخیر او دیگر ممکن است هیچ کس یارای رقابت به او را نداشته باشد.

جف بزوس

Bill Gates

دارایی 91.6 بیلیون دلار

شگفت انگیز است که تا به امروز به مدت یک دهه بیل گیتس بر لیست ثروتمندان جهان حکومت میکند و او معمولا در بالاترین رده های لیست و جزء نفرات اول یا دوم این لیست بوده است. اما این نکته نباید فراموش شود که او شانه به شانه ی جف بزوس قرار دارد و بنابراین به یک روز و قیمت سهام شرکتش بستگی دارد و او هنوز بین رتبه ی اول و دوم جایگاهش تغییر می کند. 

بنابراین گیتس، موسس مایکروسافت، 2/4 درصد از سهام کمپانی خود را همراه با یک لیست از دارایی های مختلف - نظیر پروژه تولید و ساخت عظیم ترین راه آهن ریلی کانادا - از طریق موسسه خیریه ملیندا و بیل گیتس صرف امور خیریه می شود. بیل گیتس متعهد شده است تا بخش عمده ای از دارایی خود را به عنوان کمک به حل بسیاری از مشکلات سلامت و بهداشت عموم در جهان پرداخت نماید.

بیل گیتس

 
Warren Baffet

دارایی 86.3 بیلیون دلار

داستان زندگی «وارن» ملقب به دانشمند اوماها (شهری در ایالات متحده امریکا) بسیار معروف است. او به عنوان یکی از موفق ترین و نیرومند ترین سرمایه گذاران تمام زمان شناخته شده است.

بافِت کار حرفه ای خود را به عنوان روزنامه فروش شروع کرد و با همان اخلاق کاری و جدیتی که در فعالیت های خود داشت، تمامی راه ها را به سمت مراتب بالای مالی در جهان طی کرد وک مپانی خود را به اوج رسانید.

واقعیت جالبی که در مورد کمپانی او یعنی Berkshire Hathway وجود دارد این است که این شرکت در اصل یک کارخانه نساجی بود که سرانجام چتری برای بیش از 60 شرکت دیگر شد.

ورن بافت

Mark Zuckerberg

دارایی 73.6 بیلیون دلار

همانند بسیاری از موسسان تکنولوژی، مارک زاکربرگ نیازی به معرفی ندارد. زاکربرگ تحصیل در دانشگاه هاروارد را به خاطر کار بر روی یک شبکه اجتماعی رها کرد که قرار بود دنیا را تغییر بدهد و روی همه جیز از جمله سیاست رسانه ها و حتی ارتباطات بین افراد دنیا تاثیر بگذارد.

به عنوان موسس و در حال حاضر رییس هیئت مدیره فیس بوک، زاکربرگ جوان ترین فرد لیست ثروتمندان جهان محسوب می شود.

مارک زاکربرگ

Amanico Ortega

دارایی 72.2 بیلیون دلار

تکنولوژی، بزرگ ترین ثروتمندان جهان را به وجود آورده است اما آمانیکو اورتگا پنجمین فرد ثروتمند جهان و البته اولین در اروپا است که در حوزه تکنولوژی فعالیتی نداشت اما در لیست 5 ثروتمند بزرگ جهان جای گرفته است. 

وی به عنوان غول خرده فروشی محسوب میشود. شرکت Intidex Ventures ومشهور ترین شبکه فروشگاه های زنجیره ای برند زارا از جمله موسسات اوست.

او از طبقه ی کارگر در اسپانیا پیشرفت کرده و به امپراطوری خرده فروشی چندملیتی خود رسید. 

در حال حاضر او در سن 80 سالگی همچنان موفقیت های خود را ادامه می دهد. 

Amanico Ortega

برای سالم ماندن از چیزهای کوچک زندگی لذت ببرید

موفقیت

امروزه، التهابات مزمن یکی از اصلی‌ترین دلایل سکته‌ی مغزی، دیابت، بیماری قلبی و سرطان است. این عوارض و بیمار‌ها را فقط زمانی که واقعاً جدی و خطرناک شدند، می‌توان با مداخلات هجومی مانند عمل جراحی، اشعه‌درمانی و داروهای قوی درمان نمود. اما چه می‌شد اگر می‌توانستیم از این التهاب ها جلوگیری کنیم؟ آیا خوردن یک فنجان چای با یک دوست خوب می‌تواند به بهبود التهابات و بازگشت سلامتی کمک کند؟
خوشبختانه، یک پژوهش جدید نشان داده است تجربیات ساده و مثبتی مانند یک مکالمه‌ی دلشادکننده با یک دوست، می‌تواند این التهابات حاد را کاهش دهد.

بیش‌تر ما با التهاباتی که در اثر زخم یا تصادف به وجود می‌آیند و خود را به صورت ورم یا قرمزی نشان می‌دهند، آشنا هستیم. این التهاب نوعی مکانیسم مفید است زیرا در اثر آن، از زخم یا شکستگی به وجود آمده بیش‌تر مراقبت می‌کنیم تا دچار عفونت نشده و درمان شود. از سوی دیگر، التهابات مزمن به آهستگی و به صورت خاموش سلول‌ها را می‌کشد و تأثیراتی منفی روی بدن می‌گذارد و به این صورت بدن از پا درمی‌آید.

عواملی مانند افسردگی و اضطراب با التهاب پیوندی همیشگی دارند. برعکس، شاخصه‌های حال خوب مانند عواطف مثبت، هدفمند بودن و داشتن زندگی اجتماعی فعال با کم شدن التهاب ارتباط دارند. تاکنون، اطلاعات زیادی درباره‌ی تأثیرات مثبت خوشحالی‌های کوچک زندگی روزمره مانند بردن یک بازی تنیس یا احساس رضایت ناشی از کمک کردن به نیازمندان در یک خیریه‌ی محلی، بر سلامتی افراد وجود نداشته است.

ارتباط میان سلامتی و خوشحالی

محققان دانشگاه ایالتی پینسیلوانیا، تحت سرپرستی نانسی سین، تلاش کردند که دریابند خوشحالی‌های کوچک از چه طریق بر التهابات تأثیر می‌گذارند. آن‌ها از تقریباً 1000 نفر درباره‌ی تجربیات زندگی روزمره‌شان در هشت روز متوالی، سؤالاتی کردند. در طول مطالعه، نمونه‌های خون شرکت‌کنندگان برای بررسی سه شاخص التهابی یعنی سیتوکین اینترلوکین6، پروتئین سی ـ ری‌اکتیو و فیبرینوژن، آزمایش شد.

محققان دریافتند اتفاقات مثبت روزانه با کاهش سطح دو شاخصه‌ی سیتوکین اینترلوکین6 و پروتئین سی ـ ری‌اکتیو همراه است. میزان فیبرینوژن در زنانی که اتفاقات خوشایندی در زندگی‌شان تجربه کرده‌بودند، به صورت قابل ملاحظه‌ای پایین بود. سین در این باره می‌گوید: «افرادی که در زندگی روزمره‌شان اتفاقات مثبت‌تری را تجربه کرده بودند، در مقایسه با افرادی که تعداد اتفاقات خوب زندگیشان کم‌تر بود، التهابات کم‌تری داشتند».
محققان در مقاله‌‌ای که در 28 جولای 2014 در نشریه‌ی «مغز، رفتار و ایمنی بدن» منتشر شد، خاطرنشان کردند که این پژوهش اولین پژوهشی است که چنین ارتباطی را کشف کرده است و در این مورد باید تحقیقات بیش‌تری صورت بگیرد. پژوهش صورت گرفته توسط سین بر اساس تحقیقاتی بوده است که نشان داده اند سلامت روانی موجب سلامت جسمانی می‌شود. برای مثال، مطالعه‌ای که در سال 2011 در نشریه‌ی «روان‌شناسی سلامت» انجام شد، نشان داد ویژگی‌های شخصیتی خوبی مانند خوش‌بینی می‌توانند فرد را در برابر ابتلا به بیماری‌ قلبی ـ عروقی محافظت کنند.

به باور کارشناسان، می‌توان روزانه گام‌های آگاهانه‌ای به سوی کسب سلامتی برداشت. در زیر راه‌هایی ارائه شده است که می‌تواند شما را خوشحال‌تر، شادتر و مثبت‌تر کند:

1. به خودتان وصل شوید: ما و تکنولوژی نمی‌توانیم از یک‌دیگر جدا شویم. ولی باید محدودیت‌هایی برای خودمان بگذاریم. بارب اشمیت، نویسنده‌ی کتاب « ابزارهایی آسان برای مدیریت استرس، پیدا کردن آرامش درون و خوشبختی آشکار»، در این باره می‌گوید: «برای این‌که زندگی هدفمند و معناداری داشته و سالم باشیم، باید زمانی را به وصل شدن به خودمان، اختصاص دهیم. باید هر روز مراقبه کنیم و به صدای درونمان گوش کنیم. به صداهای منفی که در سرمان می‌پیچد و برای سلامتی روانی و جسمانی ما مضر هستند، توجه نکنیم».

2. برای خود یک اجتماع حمایت‌کننده ایجاد کنیم: اجتماعی بودن سرمایه‌ای است برای سالم بودن. آنا مورنو، روان‌درمان‌گر، می‌گوید: «وقتی که با دیگران ارتباط داریم و از سمت آنان عشق دریافت می‌کنیم، حتی زمانی که با چالش‌های بزرگ در زندگی مواجه هستیم، راحت‌تر می‌توانیم دیدگاه مثبتمان را به زندگی حفظ کنیم». خود را محدود به حرف زدن‌های کوتاه نکنید. مورنو در این باره می‌گوید: «در مورد چیزهای مهم حرف بزنید. همه‌ی ما با چالش‌ها و دشواری‌ها روبرو هستیم. اگر بتوانیم در مورد آن‌ها با کسانی که مورد اعتمادمان هستند، صحبت کنیم، درخواهیم یافت که تنها نیستیم و می‌توانیم ادامه بدهیم».

3. طعم خوشحالی‌های کوچک را بچشید: اگر بتوانید خوشحالی را در همه چیز حتی اگر کوچک باشد، پیدا کنید، کلید سالم بودن را یافته‌اید. سین می‌گوید: «افرادی که با دیدی مثبت به تجربیات دردناک و تلخ خود نگاه می‌کنند، در مقایسه با افرادی به اتفاقات خوب زندگی خود توجه ندارند و آن‌ها را مثبت تلقی نمی‌کنند، از سلامتی بیش‌تری برخوردار هستند. 

4. هیجانات خود را سرکوب نکنید: برای این‌که فرد مثبتی باشید، نباید هیجانات و عواطف منفی خود را سرکوب کنید. دیوید ام ریس، روانکاو مقیم در سان‌دیگو می‌گوید: «سرکوب کردن عواطف منفی، نزدیک‌شدن و لذت بردن از عواطف مثبت را بسیار دشوار می‌کند». وی با اشاره به این‌که باید خروجی‌های ایمنی برای برون ریزی آشفتگی‌ها و عواطف منفی خود پیدا کنیم، می‌گوید: «حتی توجه کردن به لذت‌های ساده‌ای مانند موسیقی، خواندن و بودن با دوستان، می‌تواند به ما در راحت شدن از احساسات منفی کمک کند، توازن خوبی ایجاد کند و جس مثبتی به ما بدهد».

چگونه سخنرانی موفقیت آمیزی داشته باشیم؟

موفقیت

همواره ساختن یک طرح کلی برای ارائه و سخنرانی دغدغه بسیاری از دانشجویان، فعالان مدنی و اجتماعی و سایر افرادی است که دوست دارند بیانی شیوا و واضح و در عین حال جذاب داشته باشند. در تمامی سخنرانی‌ها مقدمه، اطلاعات و نتیجه‌گیری از بحث جزء جدایی ناپذیر هستند. در این مقاله به شما آموزش خواهیم داد که چگونه این بخش‌ها را در سخنرانی خود بکار ببرید:

مقدمه

راه‌های مختلفط برای معرفی موضوع شما وجود دارد:

مطرح کردن آمار: اگر به مخاطبان خود بگویید که سیاره زمین تا سال ۲۰۵۰ دیگر قادر نیست تا پاسخگوی نیازهای بشری باشد، قطعا نظر خیلی از مخاطبان و حضار را به سخنرانی خود جلب می‌کنید زیرا بسیاری از افراد به احتمال خیلی زیاد تا سال ۲۰۵۰ زنده خواهند بود. در حال حاضر نظریه‌های بسیاری برای این آمار وجود دارد که باعث می‌شود ذهن مردم درگیر شده و آنها بیش از پیش کنجکاو شوند.

داستان سرایی: یک سرنوشت یا داستان شخصی را برای حضار بازگو کنید. مثلا درباره یک اتفاقی که باعث شده است تا شما در کاری موفق شوید داستان بگویید. با این کار ممکن است بسیاری از افراد حضار در جلسه سخنرانی شما تجربه مشابهی داشته باشند و بیشتر جذب کلام شما شوند.

نقل قول کردن: گاهی اوقات یک نقل قول توانایی خلاصه کردن تمام موضوعات شما را دارد. اگر نقل قولی مرتبط با موضوع سخنرانی خود از شخصی عالی رتبه داشته باشید قطعا جذابیت سخنرانی‌تان را بالا خواهد برد.

یک بیانیه در مقاله سخرانی خود بگنجانید

در بین سخنرانی خود یک بیانیه‌ی روشن و واضح از قول خود به حضار انتقال دهید. مثلا بگویید که اولویت شماره ۱ تمام دولت‌ها باید فراهم کردن شرایط سکونت در سایر سیاره‌ها باشد! با این کار جذبه خود را به مخاطب نشان‌داده و بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرید.

اطلاعات موثق

این مرحله جایی است که شما باید به جزئیات شیرجه بزنید. اما توجه داشته باشید که تنها چند موضوع کلیدی سخنرانی خود را انتخاب کنید. نیازی نیست یک دایره‌المعارف باز کنید و از روی آن یک سری اطلاعات تکراری را به خورد مخاطب دهید. تمرکز بر روی نکاتی که بیشتری تاثیر را روی سخنرانی شما دارد بسیار حائز اهمیت است. مثلا اگر موضوع سخنرانی شما درباره مهاجرت در مریخ باشد موارد زیر می‌تواند به عنوان موضوعات مهم انتخاب شوند:

۱) شواهد موثق – جمعیت پیش‌بینی شده کره زمین تا سال ۲۰۵۰

۲) کمبود منابع مانند آب، غذا، لباس و مسکن برای این جمعیت

۳) گرم شدن کره زمین موجب افزایش سطح دریاها و ایجاد بلایای طبیعی می‌شود

بنابراین سعی کنید موضوعاتی را انتخاب کنید که شما را به فردی قابل اعتماد تبدیل کند.

بحث و تبادل نظر

اگر موضوع سخنرانی شما جذاب باشد قطعا بحث برانگیز خواهد بود. بنابراین همواره در طی سخنرانی خود به سوالاتی که از شما پرسیده شده است بپردازید. مثلا بگویید در پاسخ به سوالی که دوست عزیزمان درباره اتلاف زمان برای مهاجرت به سایر سیاره‌ها مطرح کرد باید گفت ... . این باعث می‌شود که جنبه سخنرانی شما از نظر سایر حضار بسیار مهم و بحث انگیز جلوه داده شود.

نتیجه‌گیری

همانطور که راه‌های بسیاری برای مقدمه یک سخنرانی وجود دارد،‌ راه‌های بسیاری برای نتیجه‌گیری باید مطرح کرد:

خلاصه: به صورت خلاصه نکات و ایده‌های کلیدی خود را یک بار دیگر در انتهای سخنرانی خود مرور کنید.

پیشنهادهای آتی:‌ نظراتی که سایر مخاطبان درباره موضوع سخنرانی شما داشتند را به عنوان راهکاری برای تحقیق و توسعه موثرتر در آینده مطرح کنید

دعوت از مخاطبان: از مخاطبان خود بخواهید که در ازای موضوع سخنرانی شما کاری را انجام دهند. مثلا به یک خبرنامه بپیوندند

در انتها باید نتیجه‌گیری را به سمتی ببرید که بیشتر گفته‌های شما را در برگیرد.

برچسب ها
چطور در زمان حال زندگی کنیم؟

موفقیت

تقریباً به مدت سه دهه جزء آدم‌هایی در کره‌ی زمین بودم که در زمان حال زندگی نمی‌کردم. یک ضربه‌ی روحی جهان بیرون و درون من را به چنان تجربه‌ی دردناکی بدل کرده بود که رفتن برایم خوش‌تر بود تا ماندن.

وشبختانه، چندین رویداد به من آموخت که بفهمم، قمار کنم و در همین لحظه زندگی کنم. اما فایده‌اش چه بود: حالا من واقعاً لذت می‌برم، در زندگی درگیر می‌شوم که خودم آن را خلق کرده‌ام یعنی همان فرایندی که زندگی را برای من واقعاً بهتر کرده است.

با استفاده از تکنیک‌هایی مانند مراقبه می‌توانید مغز خود را دوباره تنظیم کنید و در لحظه‌ی «حال» زندگی نمایید. یک پژوهش‌ علمی نشان می‌دهد این فعالیت‌های روزمره برای مغز مفید هستند و علاوه بر کاهش هورمون استرس، سیستم ایمنی را قوی‌تر می‌کنند و شناخت را بهتر می‌نمایند.

اگر این فعالیت‌ها را انجام داده‌اید یا انجام نداده‌اید و می‌خواهید راه‌های جدیدی را برای بودن در لحظه‌ی حال، یاد بگیرید، می‌توانید مواردی را که در زیر آمده است نیز امتحان کنید. بر اساس مفاهیم علوم مغزی مرتبط با پردازش‌های حافظه‌ای، تغییرات بیوشیمیایی، تجربیات حسی و درک روانشنا‌ختی، می‌توانید از راهکارهای زیر برای زندگی کردن در زمان حال استفاده کنید:

1. شتاب خود را کم کنید

ذهن ناخودآگاه شما در هر ثانیه 20 میلیون بیت اطلاعات را پردازش می‌کند، این در حالی است که ذهن خودآگاه شما فقط 40 بیت اطلاعات در ثانیه پردازش می‌نماید. هرچه سریعتر باشید، احتمال این‌که ذهن خودآگاه شما در پردازش اطلاعات موفق‌تر عمل کند، کم‌تر خواهد بود. پایین آوردن سرعت افکار این امکان را به ذهن خودآگاه شما می‌دهد، آگاهی بیش‌تری از لحظه‌ای که در آن هستید داشته و به آن متصل باشید.

2. بازی کنید

از فواید بی‌شمار بازی کردن می‌توان به مواردی همچون ترشح هورمون آندورفین، بهتر کردن حس ارتباط‌گیری با سایرین، افزایش روحیه‌ی اعتماد، سازگاری و یادگیری اشاره نمود. همه‌ی این تجربیات زمان حال را برای شما ایمن، فعال و لذت‌بخش می‌نماید. هرچه شادتر باشید، احتمال اتصال شما به زمان حال و ماندن در آن بیش‌تر خواهد بود.

3. سعی کنید آگاه باشید

ذهن ناخودآگاه شما 95% زندگیتان را کنترل می‌کند. بودن در زمان حال به این معنی است که نسبت به آن 5% باقیمانده (خواسته‌ها و نیازها) آگاهی بیش‌تری داشته باشید. در طول روز از خود بپرسید که چه می‌خواهید؛ به این وسیله از خودتان، تمایلاتتان و نیز عملکردهایتان آگاهی بیش‌تری دارید و می‌توانید در لحظه زندگی کنید.

4. لحظه‌ را از طریق حواستان تجربه کنید

سیستم عصبی شما اطلاعات درونی و بیرونی را می‌گیرد و آن‌ها را به مغز می‌فرستد. هرچه به ذهن و واکنش بدنتان به اطلاعات حسی بیش‌تر توجه کنید، بیش‌تر در لحظه حال هستید. از خود بپرسید که الان چه حسی دارید؟ به این طریق ثانیه به ثانیه متوجه تجربیات حسی خود خواهید بود.

5. به جزئیاتی که در زمان حال وجود دارند، توجه کنید

پردازش خاطرات از طریق رمزگونه کردن آن‌ها، ذخیره‌ کردن و بازیابی آن‌ها صورت می‌گیرد. در مرحله‌ی اول (رمزگونه‌سازی)، تجربیات به دست آمده در قالب اطلاعات تصویری، شنیداری و معنایی رمزگونه می‌شوند. زمانی را برای فهم و شناخت آن‌چه می‌بینید، می‌شنوید و این‌که آن‌ها چه معنایی برای شما دارند، اختصاص دهید و از این طریق با همان لحظه‌ای که برای شما خاطره می‌سازد، اتصال برقرار کنید.

6. لحظات خود را با دیگران در میان بگذارید

یکی از مهم‌ترین دلایل نماندن ما در زمان حال اینست که استرس و اضطراب آن را نمی‌توانیم مدیریت کنیم. یک پژوهش نشان داده است که اگر دوستی در کنار ما باشند، بهتر می‌توانیم شرایط استرس را مدیریت کنیم. حضور دوستان یا کسی که عاشقش هستیم در کنار ما، به ما احساس آرامش و توانایی بیش‌تری می‌دهد و زمان حال را برایمان قابل مدیریت‌تر می‌سازد.
ماندن در زمان حال نیازمند کنش‌ها و تغییر در فلسفه‌ی شخصی است. وقتی که با زمان حال خود اتصال نداریم، به فلسفه‌ی «ضد زمان حال» اجازه می‌دهیم که کنش‌های ما را هدایت کند. برای تنظیم مجدد مغز خود و بودن در زمان حال، باید فلسفه‌ی «زمان‌ حال» را یاد بگیریم. الگوی جدیدی که من برای خودم در نظر گرفتم این بود که اجازه ندهم ترس مرا پیش ببرد. این فلسفه که من بیش‌از اینکه ضعیف باشم قوی هستم، مرا به شیوه‌ای جدید به زمان حال متصل نمود.

اکهارت تال، معلم (گوروِی) بین‌المللی زمان حال، فلسفه‌ی دیگری را پیشنهاد می‌کند: «به خود بفهمانید که زمان حال همه‌ی چیزی است که دارید. بیش‌ترین تمرکز خود را روی آن بگذارید». چه فلسفه‌ی خود را داشته باشید و چه از فلسفه‌ی پیشنهادی دیگران استفاده کنید، برای این‌که بتوانید تغییرات ماندگاری در زندگی خود ایجاد کنید باید مغز خود را طوری تنظیم کنید که تغییرات برای شما معنادار باشند.

چطور یک Business Plan (بیزینس پلن) یا طرح کسب و کار موفق بنویسیم؟ (قسمت سوم)

موفقیت

در قسمت قبلی این مقاله همانطور که ملاحظه کردید با شیوه‌های پایه‌ریزی اولیه شرکت و نحوه طرح ریزی بازاریابی و ارتباط با مشتریان آشنا شدید. در این قسمت به عنوان آخرین بخش نحوه تنظیم نهایی و نوشتن بیزینس پلن (Business Plan) یا طرح کسب و کار را به شما آموزش خواهیم داد. با ما همراه باشید.

۱) تمام اطلاعات مرتبط با کسب و کار خود را سازماندهی کنید

سازماندهی کردن اطلاعات

در این مرحله باید تمام اطلاعات مناسب را بر اساس اولویت آنها از یکدیگر تفکیک کنید. این اطلاعات باید بگونه‌ای دسته‌بندی شوند که برای مطالعه‌ی سرمایه‌گذاران ساده و پر مغز به نظر برسند. برخی از مواردی که باید در طرح بیزینس پلن خود لیست کنید در ادامه مشاهده خواهید کرد:

  • عنوان صفحه و فهرست مطالب
  • خلاصه کارهای اجرایی که چشم انداز شما را نسبت به شرکت روشن می‌کند
  • تعریف کلی شرکت که در آن یک نمای کلی از خدمات یا محصولات شرکت مشخص باشد
  • خدمات و محصولات؛ که در آن جزئیات خدمات یا محصولات شرکت را به صورت منحصرا توضیح دهید
  • طرح بازاریابی؛ که در آن چگونگی ارتباط با مشتریان و سرویس دهی به آنها و روش‌های جذب آنان را یادداشت کرده‌اید
  • طرح عملیاتی؛ که در آن به شرح انجام فعالیت‌های روز به روز کسب و کار خود می‌پردازید
  • مدیریت و سازمان؛ که در آن ساختار سازمان خود و کسی که آن را به عنوان راس شرکت مدیریت می کند مشخص باشد
  • طرح مالی؛ که در آن مدل کاری خود را برای امور مالی و ارتباط با سرمایه‌گذاران مشخص می‌شود

۲) آخرین خلاصه‌برداری‌ها

آخرین خلاصه برداری ها - بیزینس پلن

خلاصه‌برداری از فعالیت اجرایی و تشریح مختصر و مفید می‌تواند مهم‌ترین بخش برای جذب سرمایه‌گذاران باشد. زیرا هر کسی که طرح شما را می‌خواند باید در کمترین زمان ممکن بتواند مدل کسب و کار، محصول یا خدمات شما را درک کند. در این بخش باید بیشتر به دیدگاه‌ها و نقطه نظرات کلی طرح خود اشاره کنید و از بازگو کردن جزئیات خودداری نمایید.

۳) جمع‌بندی اطلاعات و پیش‌نویس‌ها

جمع بندی اطلاعات و پیش نویس‌ها - بیزینس پلن

تا به اینجا تمام کارهای سخت را انجام داده‌اید. وقت آن رسیده است که طرح کسب و کار، تفکر و تحقیق و آمارهای خود را با یکدیگر جمع کرده و به شرح مفصلی از ساختار، خدمات و محصولات شرکت بپردازید. هنگامیکه یک فرم کلی دارید می‌تواند در لحظه به برنامه‌های خود مراجعه کرده و یا در صورت لزوم بخش خاصی را ویرایش کنید. ولی مهم‌ترین نکته این است که باید حتما و حتما طرح جامع و کامل کسب و کار شما روی کاغذ آورده شود.

۴) میزان سرمایه و داده‌های مالی را مطرح کنید

مطرح کردن میزان سرمایه و داده های مالی - بیزینس پلن

شما چگونه تلاش می‌کنید که یک سرمایه‌گذار را متقاعد کنید؟ با داشتن اطلاعات مالی روشن و شفاف و واقع بینانه می‌توانید سریع‌تر نسبت به مسائل مالی اظهار نظر کرده و با دقت ارقام و پیش بینی‌های مالی اطمینان سرمایه‌گذاران را بدست آورید. تمامی داده‌های مالی باید دقیق و صادقانه باشند.

در ادامه می‌توانید لیست تمام قسمت‌های این مقاله را ملاحظه کنید:

چطور یک Business Plan (بیزینس پلن) یا طرح کسب و کار موفق بنویسیم؟ (قسمت اول)

چطور یک Business Plan (بیزینس پلن) یا طرح کسب و کار موفق بنویسیم؟ (قسمت دوم)

چطور یک Business Plan (بیزینس پلن) یا طرح کسب و کار موفق بنویسیم؟ (قسمت سوم)

چگونه عادات بد خود را ترک کنیم؟

موفقیت

آیا می‌خواهید عادت بد خود را ترک کنید یا می‌خواهید شیوه‌ی صحیحی برای زندگی خود پیش بگیرید؟ 

شاید خیلی تلاش کرده‌اید که سیگار را ترک کنید ولی موفق نشده‌اید. یا شاید تلاش‌های بی‌شمار برای عادت کردن به ورزش، نتیجه‌ی خوبی در بر نداشته است. ولی نگران نباشید چون عادت کردن به یک وضعیت نیازمند تمرین و ممارست است و اغلب اوقات به نتایج موفقیت‌آمیزی منجر می‌شود.

عادت‌ها در مغز

در نظر بگیرید که هر روز صبح از تختخوابتان بیرون می‌آیید، به سمت حمام می‌روید و شروع به مسواک زدن می‌کنید. برای مسواک زدن نیازی به فکر کردن ندارید. مثل این‌ است که خودتان را روی خلبان خودکار تنظیم کرده باشید. این همان عادت است. سایمون ای. رگو، استادیار روان‌کاوی بالینی و علوم رفتاری در کالج پزشکی آلبرت انیشتین در نیویورک می‌گوید: «عادت‌ها الگوهای رفتاری هستند که بارها و بارها تکرار و در نتیجه خودکار شده‌اند»؛ رانندگی یا بستن دکمه‌های پیراهن.

مسیرهای عصبی حاکم بر عادت‌ها در هسته‌ی قاعده‌ای مغز که مجموعه‌ی هسته‌ی سلول‌های عصبی است و در بخش قدامی مغز زیر قشر مغز قرار دارد، واقع شده‌اند. رگو می‌گوید: «به باور عصب‌شناسان، وقتی می‌خواهیم یک عادت جدید را در خود نهادینه کنیم، به همه‌ی مراحل کاری که باید انجام دهیم فکر می‌کنیم که در این حالت کورتکس (قشر مغز) فعالیت بالایی دارد. ولی بعد از چند بار تکرار شدن، عادت خودکار می‌شود . فعالیت کورتکس کاهش می‌کند و در عوض فعالیت هسته‌های قاعده‌ای مغز افزایش می‌یابد».

چرا به عادت‌ها نیاز داریم؟ رگو اظهار می‌دارد: «گفته می‌شود عادت‌ها به مغز کمک می‌کنند کارآیی بیشتری داشته باشد زیرا این فعالیت‌ها را که نیازی به توجه زیاد ندارند، بخش ابتدایی‌تر مغز یعنی هسته‌های قاعده‌ای انجام می‌دهد و بخش پیچیده‌تر مغز یعنی قشر مخ برای پردازش اطلاعات جدید‌تر و بیش‌تر آزاد می‌ماند».

پژوهش‌های صورت گرفته در انستیتوی فناوری ماساچوست نشان داده‌اند قشر مخ نیز در کنترل عادت‌ها نقش دارد. درگیر بودن این بخش از مغز به این معناست که ما می‌توانیم عادات بد خود را کنار بگذاریم.

عادت‌ها چگونه شکل می‌گیرند؟

محرک‌ها و پاداش‌ها نقش مؤثری در شکل‌گیری عادت‌ها دارند. کالین جورجز در این باره می‌گوید: «در وهله‌ی اول، ما محرکی را تجربه می‌کنیم که به مغز ما می‌گوید باید وارد حالت شکل‌دهی یک عادت شود. پس از آن، یک فعالیت خاص فیزیکی، روانی یا عاطفی روزمره را انجام می‌دهیم. در نهایت، به دلیل انجام یک رفتار عادت‌گونه، پاداش‌هایی دریافت می‌کنیم».
مثال سیگار کشیدن را در نظر بگیرید: این‌که افراد زیادی سیگار می‌کشند، به شما می‌گوید که شما هم می‌توانید سیگار بکشید. بنابراین سیگار کشیدن را آغاز می‌کنید. نیکوتین شما را آرام می‌کند و این یک پاداشی برای مغز شماست. قرار گرفتن کنار دوستانی که آنها هم سیگار می‌کشند، به شما لذت بیش‌تری می‌دهد. به‌تدریج، مغز شما سایر موقعیت‌ها را نیز محرکی برای کشیدن سیگار تلقی می‌کند و به این صورت عادت بد سیگار کشیدن در شما شکل می‌گیرد.

ولی چه‌کسی دوست دارد همه‌عمر درگیر عادات بد خود باشد؟ از این‌که وزن کم کنید یا الکل را کنار بگذارید، ناامید شده‌اید؟ در زیر پیشنهادهایی برای کمک به شما در جهت گرفتن عادات سالم ارائه شده است:

1. با کم شروع کنید: اولین روز عادت جدید شماست؟ سخت نگیرید. بن میکائیلیس، روان‌شناس بالینی در این مورد می‌گوید: «برای عادات سالم باید آن‌ها را شروع کنید. بهترین راه اینست که از کم شروع کنید». برای مثال، اگر می‌خواهید صبح زود از خواب بیدار شوید، در چند روز اول، ساعت را برای ده دقیقه زودتر از زمان همیشگی بیدار شدن از خواب، کوک کنید. اگر همیشه ساعت هشت و نیم بیدار می‌شوید، بیدار شدن در ساعت هشت و بیست دقیقه خیلی راحت‌تر از بیدار شدن در ساعت پنج و سی دقیقه است.

2. روند پیشرفت خود را یادداشت کنید: کلید پیدا کردن عادات خوب، نظارت بر خود است. الیزا کینگزفورد، رواندرمانگر، می‌گوید:«هرچه بیش‌تر رفتار خود را زیرنظر داشته باشید، نسبت به رفتارتان آگاهی بیش‌تری و در نتیجه شانس بیش‌تری برای تغییر آن دارید». زیرنظر داشتن رفتارتان را تبدیل به کار خسته‌کننده برای خودتان نکنید. یک برگه‌ی یادداشت بردارید و روی آن بنویسید آیا به هدفتان دست پیدا کرده‌اید یا خیر.

3. قانون 66 روز: یکی از باورهای نادرست در روان‌شناسی اینست که شما در مدت 21 روز می‌توانید به چیزی عادت کنید یا عادت خود را کنار بگذارید. اگر می‌خواهید عادتی را در وجودتان نهادینه کنید، باید آن را به مدت 21 روز تکرار کنید. اما، مطالعه‌ای که در نشریه‌ی روان‌شناسی اجتماعی اروپا در سال 2009 چاپ شد، نشان داد افراد برای عادت کردن به چیزی به طور میانگین به 66 روز نیاز دارند. البته، عدد 66 یک عدد جادویی نیست. اگر می‌خواهید یک عادت پیچیده را در خود نهادینه کنید، برای مثال، یک ساعت کتاب خواندن در هر روز، به زمانی بیشتر از 66 روز نیاز دارید. پس به خاطر داشته باشید که عادت‌ها ظرف چند روز یا چند هفته شکل نمی‌گیرند.

4. برنامه‌ریزی کنید: اگربرای داشتن عادات خوب برنامه‌ریزی همراه با جزئیات داشته باشید، جدی‌تر برای آن‌ها تلاش خواهید کرد. به گفته‌ی رگو، شاید دوست داشته باشید به صورت خاص مشخص کنید که چه زمان و کجا تلاش برای نهادینه کردن رفتارهای خوب را آغاز کنید. وی هم‌چنین پیشنهاد می‌کند هدف جدید خود را با فعالیتی که هر روز آن را انجام می‌دهید و به نوعی شیوه‌ی زندگی شما شده است، پیوند بزنید. اگر تصمیم گرفته‌اید هر روز اطراف خود را مرتب کنید، سعی کنید حول و حوش زمان غذا‌خوردن این کار را انجام بدهید. برای مثال بعد از زمان شام کمی به اطراف خود رسیدگی کنید. به این ترتیب زمان شام کم‌کم برای شما تبدیل به زمانی برای آغاز تمیزکاری و نظافت اطرافتان خواهد شد.

5. به خود پاداش دهید: وقتی در تلاش برای نهادینه کردن یک عادت هستید، هر زمان کار درستی انجام دادید، به خود پاداش‌های کوچکی بدهید. رگو می‌گوید: «ذهن ما به پاداش واکنش نشان می‌دهد؛ این پاداش‌ها می‌توانند شفاهی باشند (به خودتان آفرین بگویید)، عاطفی باشند (به احساس خوب خود پس از انجام کاری توجه کنید) و یا رفتاری (کاری انجام دهید که از آن لذت می‌برید) باشند». اگر این هفته به صورت مرتب تمرین‌های گیتارتان را انجام داده‌اید، به خود یک جایزه بدهید.

6. مداومت داشته باشید: باید سریعاً به کشور دیگری مسافرت کنید و نگران هستید این سفر تلاش‌های شما را برای داشتن ورزش روزانه خراب کند؟ مطالعه‌ای که در سال 2011 در نشریه‌ی روان‌شناسی، سلامتی و پزشکی منتشر شد نشان داد استراحت‌های کوتاه نظیر مرخصی‌های استعلاجی و تعطیلات، روند شکل‌گیری عادات صحیح را مختل نمی‌کنند و زمانی که شما دوباره به محیطی که در آن محرک وجود دارد (برای مثال، سالن ورزشی محل کار) برگردید، عادت شما نیز برخواهد گشت.

در صورتی که این پیشنهادها را به کار ببندید، می‌توانید عادات بد خود را به عادات خوب تبدیل کنید و زندگی خود را بهتر نمایید.

چطور یک Business Plan (بیزینس پلن) یا طرح کسب و کار موفق بنویسیم؟ (قسمت دوم)

موفقیت

این مقاله در ادامه مطلب قبلی است که در طی آن آموختید که چگونه پایه‌گذاری اولیه را برای راه‌اندازی شرکت یا تولیدی خود انجام دهید. در این قسمت می‌خواهیم به سازماندهی کسب و کار بپردازیم.

۱) شرکت خود را تعریف کنید

هدف شرکت را مشخص کنید

صحبت کردن درباره یک کسب و کار تا زمانیکه آن را تعریف نکرده باشید بی فایده است. باید پاسخ سوالاتی از قبیل: «چه کارهایی قرار است در این شرکت انجام شود؟» یا «چه محصولات یا خدماتی ارائه می‌دهید؟» را بدهید. بنابراین با تعریف شرکت خود می‌توانید بهترین راهکار را برای ارائه خدمات ارزان، با کیفیت و پر درآمد، بدست آورید.

۲) استراتژی برنده شدن خود را مشخص کنید

استراتژی برنده شدن

هنگامیکه مزایای اهداف خود را برای رقابت با سایر رقبا مطرح می‌کنید، می‌توانید بهترین استراتژی را برای رسیدن به هدف خود انتخاب کنید. اینکه چگونه محصولات خود را سایر رقبا متمایز کنید؟ با وجود اینکه میلیون‌ها کسب و کار وجود دارند ولی تنها آنهایی موفق می‌شوند که استراتژی مناسبی برای برد دارند. این استراتژی می‌تواند شامل طراحی یک مدل خاص یا ارائه یک سرویس ویژه باشد. مثلا کالای خود را سریعا به دست مشتری می‌رسانید. یا سهولت استفاده از محصول تولیدی شما بسیار مناسب است. با اینکار یک تصویر استثنایی از نام تجاری خود در ذهن مشتریان و مردم ثبت می‌کنید.

۳) شرکت خود را پایه ریزی کنید

پایه ریزی شرکت

در نظر بگیرید که چگونه نیروی کار خودتان را استخدام و سازماندهی کنید. با گذشت زمان می‌توانید ایده‌های ناب و خوبی برای جذب نیروهای مورد نیازتان مطح کنید. به یاد داشته باشید که برنامه‌های اولیه شما بدون شک تغییر خواهد کرد، زیرا کسب و کار شما رشد می‌کند و شکل دیگری به خود می‌گیرد.

۴) رهبر یا رئیس کسب وکار خود را مشخص کنید

رهبر یا رئیس کسب وکار

نقش رهبر یا رئیس یک شرکت بسیار مهم است. رئیس یک کسب و کار در صورتیکه توانایی و برخورد مناسب داشته باشد می‌تواند پرسنل را به خوبی سازماندهی کرده و حق و حقوق آنها را بر عهده بگیرد. مثلا منابع مالی را درست مصرف کند یا یشوه ی برخورد او با کارمندان به گونه‌ای باشد که مانع از حذف نیروهای ماهر شود. گزارشات هفتگی و ماهیانه را به صورت کامل دریافت کرده و مطالعه و تحلیل کند تا خساراتی به پایه‌های شرکت وارد نشود.

۵) طرح بازاریابی خود را مشخص کنید

طرح بازاریابی شرکت

یکی از معایب اصلی کارآفرینان عدم توانایی در جذب مشتری و نحوه دقیق دسترسی به مشتریان و ارائه‌ی محصولات است. تا زمانیکه روش‌های موثر برای تماس با مشتریان خود ایجاد نکرده باشید شرکا و سرمایه‌گذاران را نمی‌توانید قانع کنید. باید یک طرح بازاریابی جامع برای ارتباط با مشتریان و قانع کردن آنها که محصول یا سرویس شما خدمات بهتری را به آنها ارائه مید‌هد، درنظر بگیرید. روش‌های تبلیغاتی را بررسی کنید و برای سرمایه‌گذاری آن کاملا آماده باشید. مثلا به هنگام ارسال محصولات خود یک کادو و هدیه را درون پاکت قرار دهید یا به کودکان خانواده‌ها یک هدیه مخصوص در نظر بگیرید.

۶) فلسفه فروش خود را مشخص کنید

فلسفه فروش

به عنوان مثال می‌خواهید یک کالا را در اختیار مشتریان خود قرار دهید. باید بدانید که فلسفه‌ی قیمت‌گذاری و فروش شما چگونه است؟ آیا به روابط بلند مدت با مشتریان ادامه خواهید داد یا مشتریان شما رهگذر و خریدارهای جزئی هستند. تعیین سیاستهای مالی و قیمت‌گذاری روی خدمات و محصولات باید حساب شده باشد.

در ادامه می‌توانید به لیست تمام قسمت‌های این مقاله دسترسی داشته باشید:

چطور یک Business Plan (بیزینس پلن) یا طرح کسب و کار موفق بنویسیم؟ (قسمت اول)

چطور یک Business Plan (بیزینس پلن) یا طرح کسب و کار موفق بنویسیم؟ (قسمت دوم)

چطور یک Business Plan (بیزینس پلن) یا طرح کسب و کار موفق بنویسیم؟ (قسمت سوم)

یادگیری زبان دوم در کودکی

موفقیت

همه می‌دانند یادگیری زبان دوم با بالارفتن سن، سخت می‌شود. در یک مطالعه‌ی جدید، دانشمندان سنی را که در آن شانس شما برای یادگیری کامل یک زبان دیگر در بالاترین حد خود است، ده سالگی اعلام کرده‌اند.

این مطالعه در که در نشریه‌ی «کاگنیشن» به چاپ رسیده است، نشان داده‌ است اگر پس از سن ده سالگی، آموختن زبان خارجی را آغاز کنید، هرگز به طور کامل به آن مسلط نخواهید شد؛ البته این بدان دلیل نیست که مهارت های زبانی در این سن رو به کاهش می‌گذارند.

پژوهشگر این تحقیق، جاشوا هارتشون، که استادیار رشته روانشناسی در کالج بوستون است، می‌گوید: «در سن ده سالگی هنوز هم خیلی سریع مطالب را می‌آموزیم ولی واقعیت اینست که وقت شما تمام شده زیرا توانایی یادگیری در 17 یا 18 سالگی شروع به افت می‌کند».

بنابراین افرادی که بعد از سن ده سالگی یادگیری زبان خارجی را آغاز می‌کنند شاید بتوانند به توانایی‌های خوبی در زبان دست پیدا کنند ولی هیچگاه به صورت کامل بر زبان خارجی مسلط نخواهند شد.

به گفته‌ی هارتشون، دلیل افت توانایی یادگیری در آستانه‌ی بزرگسالی هنوز مشخص نیست. شاید بروز تغییراتی در انعطاف پذیری مغز، تغییرات شیوه‌ی زندگی در نتیجه‌ی وارد شدن به دنیای کار یا ورود به دانشگاه و یا حتی عدم تمایل به یادگیری چیزهای جدید با بالاتر رفتن سن و نیز احساس کودن بودن در چیزی، بتوانند دلایلی برای این پدیده باشند.

دانشمندان برای رسیدن به این نتایج از تحقیقات جالبی استفاده کردند؛ این پژوهشگران برای گردهم‌آوردن تعداد زیادی شرکت‌کننده که دارای زمینه و پیشینه‌ی مختلف باشند، یک امتحانک (quiz) در زمینه‌ی گرامر (دستور زبان) طراحی و آن را در اینترنت منتشر نمودند که به سرعت همه‌گیر و محبوب شد. این امتحانک ده دقیقه‌ای که به ?which English موسوم بود، زبان مادری، گویش و محل سکونت افراد را از طریق پاسخ‌های شرکت‌کنندگان به سؤالات دستوری انگلیسی، حدس می‌زد. در پایان امتحانک، از افراد در مورد زبان مادری آن‌ها و این‌که آیا زبان دیگری را آموخته‌اند سوال می شد و در صورت مثبت بودن پاسخ، درباره اینکه چه زمانی اقدام به زبان‌آموزی کرده اند و نیز در مورد محل زندگی آن‌ها، سوال می شد.

این آزمون خیلی زود فراگیر شد. امتحانک بیش از 300000 بار در فیسبوک توسط افراد به اشتراک گذاشته شد و در صدر صفحه‌ی ردیت (reddit) قرار گرفت. تقریباً 670000 نفر در این امتحانک شرکت کردند و از این طریق، داده‌های زیادی درباره‌ی سخنگویان انگلیسی زبان که زبان مادری آن‌ها انگلیسی بود و یا زبان مادری آن‌ها زبانی غیر از انگلیسی بود، در اختیار پژوهشگران قرار گرفت؛ برخی از شرکت‌کنندگان به زبان‌های دیگر صحبت می‌کردند و برخی از آن‌ها خیر. تحلیل پاسخ‌ها و اشتباهات شرکت‌کنندگان، این امکان را برای پژوهشگران فراهم نمود که نتایج دقیقی درباره‌ی یادگیری زبان بگیرند. (هارتشون در حال حاضر، مشغول انجام آزمایش‌های آنلاین دیگری درباره‌ی زبان است و افراد می‌توانند در این آزمایش‌ها شرکت کنند).

به گفته‌ی هارتشون این پژوهش نه تنها دیدگاه‌های جدیدی درباره‌ی زمان بحرانی آموزش زبان ارائه نمود، بلکه به صورت مشخص نشان داد دانش‌آموزان در صورتی که از شیوه ‌ی غرق شدن (immersion) برای یادگیری زبان استفاده کنند، خیلی بهتر از صرفاً حضور در کلاس، زبان جدید را خواهند آموخت. هارتشون در این باره می‌گوید: «منظور از غرق شدن این است که اگر به عنوان یک فرد بزرگسال در یک کشور دیگر زندگی کنید و سعی کنید زبان آن کشور را بیاموزید، خیلی بهتر از اینست که زبان را فقط در مدرسه یاد بگیرید».

او توصیه می کند که اگر نمی‌توانید در یک کشور دیگر زندگی کنید، باید محیطی حتی الامکان طبیعی به وجود آورید. برای مثال پیدا کردن راه‌هایی برای صحبت کردن با افرادی که زبان مادری آن‌ها، زبانی است که شما قصد آموختنش را دارید، بسیار موثر است.

این نوع اقدامات خیلی بهتر از این‌ است که سعی کنید مهارت‌های خود را از طریق کتاب‌ها بالا ببرید. اگر بتوانید چنین کاری را انجام دهید، احتمال زیادی وجود دارد که بتوانید حتی در بزرگسالی هم تسلط زیاد (و نه کامل) در صحبت کردن به زبان خارجی پیدا کنید.

این یافته‌ها ثابت می کنند که افرادی که دوران دبستان را تمام کرده اند، می‌توانند بر زبان دوم دلخواه خود مسلط شوند. اما مغز افراد بزرگسال اگرچه از آن‌چه که پژوهشگران قبلاً تصور می‌کردند، عملکرد بهتری دارد؛ اما احتمال کم‌تری وجود دارد که بتواند به یک زبان خارجی تسلط کامل پیدا کند. 

چطور یک Business Plan (بیزینس پلن) یا طرح کسب و کار موفق بنویسیم؟ (قسمت اول)

موفقیت

ایجاد یک طرح واحد برای کسب و کارتان شما را در دستیابی به بسیاری از اهداف کار آفرینی کمک می‌کند. یک طرح کسب و کار روشن و قانع کننده می‌تواند به عنوان یک مرجع اصلی موفقیت در اهداف شخصی و مالی شرکت معرفی شود. همچنین وجود یک بیزینس پلن یا طرح کسب و کار می‌تواند سرمایه‌گذارها را متقاعد کرده تا روی پروژه شما سرمایه‌گذاری کنند.

کارهایی که باید در خانه انجام دهید

۱) بازار هدف خود را بررسی کنید

بازار هدف خود را مشخص کنید

بررسی کنید که کدام صنف، رده‌ی سنی، جنسیت افراد در سطح شهر یا کشور به دنبال استفاده از محصولات شما هستند. این بررسی باید به صورت حدس و گمان نباشد بلکه با حقیق هوشمندانه و دقیق صورت پذیرد. برای این کار می‌توانید یک پرسشنامه تهیه کرده و بین مردم پخش کنید. سپس نتایج آن پرسشنامه را تحلیل نمایید. حال موارد زیر را در نظر بگیرید:

آیا بازار محصول یا سرویس موردنظر شما وجود دارد؟

مشتریان فعال شما چه کسانی خواهند بود؟

آنها به طور معمول برای زندگی خود چه کارهایی انجام می‌دهند؟

آیا محصول یا خدمات شما برای تعداد زیادی از مردم جذاب است؟

آیا تنها افراد ثروتمند می‌توانند از خدمات شما استفاده کنند؟

آیا مشتری ایده‌آل شما در منطقه خاصی زندگی می‌کند؟

۲) بازار هدف خود را اندازه‌گیری کنید

بازار هدف خود را اندازه‌گیری کنید

باید بازار هدفی که انتخاب می‌کنید تا حد امکان محصولات شما را در بر بگیرید و خیلی رویایی نباشد. به عنوان مثال فرض کنید که شما می‌خواهید یک کسب و کار را برای تولید صابون راه اندازی کنید. در نگاه اول ممکن است باور داشته باشید که بازار هدف شما تمام مردم موجود در ایران است چون هر بدن کثیف به هر حال نیاز به صابون دارد اما این دیدگاه بسیار اشتباه است زیرا باید هدف‌گذاری شما ابتدا برای یک گروه یا قشر کوچکی از جامعه باشد. مثلا این جمله صحیح تر است: می‌خواهم یک صابون خاص برای کودکان زیر ۸ سال تولید کنم! یعنی شما در ابتدا باید هدف کوچکتری را انتخاب کنید. پس اطلاعات جمعیتی را به طور خاص تجزیه و تحلیل نمایید:

چه تعداد کودک زیر ۸ سال در ایران وجود دارد؟

میزان مصرف ماهیانه و سالیانه صابون آنها چقدر است؟

چه تعداد شرکت رقیب تولید صابون در ایران وجود دارند که محصول شما را به دست مصرف کننده می‌رسانند؟

رقبای در حال حاضر شما چقدر بزرگ هستند؟

۳) نیازهای اولیه شرکت خود را شناسایی کنید

نیازهای اولیه شرکت خود را شناسایی کنید

باید بررسی کنید که برای شروع کار به چه چیزهایی نیاز دارید. اینکه می‌خواهید برای کسب و کار خود یک شرکت با ۳۰۰ کارمند تاسیس کنید یا اینکه تنها با خرید یک خط تلفن ثابت کسب و کار خود را در منزل راه‌اندازی کنید؟ بنابراین باید لیستی از موارد مورد نیاز خود را تهیه کنید. بعضی از آنها ممکن است ملموس باشند. مثلا پنجاه پوشه اداری، یک کمد بزرگ و ... . اما نیازهایی مانند زمان ایجاد یک محصول، انجام تحقیقات برای بازار مشتریان به صورت ملموس نیستند.

۴) آماده سازی نمونه‌های اولیه

آماده سازی نمونه‌های اولیه

همیشه نمونه‌ی اولیه خود را خیلی جذاب و با قدرت تولید کنید. زیرا یک مدل قوی می‌تواند سرمایه‌گذاران بهتری را جذب کند. برای ایجاد نمونه اولیه باید به سوالات زیر پاسخ دهید:

چه موادی مورد نیاز است؟

آیا برای تحقیق و توسعه پول نیاز دارید؟

آیا استخدام یک مهندس برای طراحی دقیق محصول شما ضروری است؟

آیا باید اختراع خود را ثبت کنید؟

آیا شما نیاز به بررسی استانداردهای ایمنی دارید؟

۵) مکان موردنظر برای کسب و کار خود را مشخص کنید

مکان موردنظر برای کسب و کار خود را مشخص کنید

ابتدا تخمین فضای موردنظر کاری خود را بزنید و سپس به یک مشاور املاک در محل موردنظر خود مراجعه کنید. سطح بودجه مالی خود را با منطقه‌ای که دفتر یا رستوران یا تولیدی را راه‌اندازی می‌کنید، مطابقت دهید.

۶) هزینه راه اندازی پروژه خود را تعیین کنید

هزینه راه اندازی پروژه خود را تعیین کنید

فهرستی از تمامی موارد ملموس و یا نا محسوس که موردنیاز کسب کارتان است، لیست کنید. قیمت کل برآورده شده تمام موارد را از هزینه های خود کسر کنید. بهتر است به این نکته توجه کنید که تنها وسایلی که واقعا مورد نیاز شما است خریداری نمایید و از هزینه‌های اضافی خودداری کنید. در تخمین هزینه‌های خود صادقانه و محافظه‌کارانه عمل کنید و خوش بین باشید. مثلا در ابتدای کار یک دفتر گرانقیمت با تجهیزات بسیار پیشرفته ایجاد نکنید. هر چه مقرون به صرفه تر گام بردارید، موفق تر خواهید بود.

۷) با کفش سرمایه‌گذاران راه بروید

با کفش سرمایه‌گذاران راه بروید

در ابتدا از خودتان بپرسید که اگر شما جای یک سرمایه‌گذار بودید چه اطلاعاتی را نیاز داشتید تا مبلغ X میلیون تومان را برای پروژه سرمایه گذاری کنید؟ بنابراین اطلاعات مفید، صادقانه و قابل اعتماد را جمع آوری کنید. بسته به محصول شما ممکن است این اطلاعات را به سختی تهیه نمایید. سعی کنید نقاط ضعف رقبای خود را درآورده و بیشتر روی آنها مانور دهید. این کار تمرکز سرمایه‌گذاران را روی پروژه شما ارتقاء می‌بخشد.

۸) سرمایه‌گذاران را بشناسید

سرمایه‌گذاران را بشناسید

بانک‌ها یا سرمایه‌گذاران به راحتی به شما پول نمی‌دهند. زیرا آنها همواره به دنبال ایده‌ها و کسب و کارهایی می‌باشد که در برنامه و طرح کسب و کار آنها یا بهتر است بگوییم بیزینس پلن (Business Plane) آنها خطایی وجود ندارد. شما قبل از اینکه به دنبال سرمایه‌گذار باشید باید از طرح خود خیلی مطمئن شوید.

قسمت دوم این مقاله را از طریق لینک زیر مطالعه کنید:

چطور یک Business Plan (بیزینس پلن) یا طرح کسب و کار موفق بنویسیم؟ (قسمت اول)

چطور یک Business Plan (بیزینس پلن) یا طرح کسب و کار موفق بنویسیم؟ (قسمت دوم)

چطور یک Business Plan (بیزینس پلن) یا طرح کسب و کار موفق بنویسیم؟ (قسمت سوم)

صفحه1 از2

© ۱۳۹۷ - ۱۳۹۳  |  تمامی حقوق این وب سایت متعلق به پرسه است و هرگونه کپی برداری از مطالب آن بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.